تبليغاتX
...دست نوشته هاي آخرين ديوانه
دست نوشته های منی که رو به پایانم ، مي خواهم چيزي باقي بگذارم ، تا ابدیت را به جیب بزنم ....
توهم چشم سبز من ...

دست نوشته های آخرین دیوانه ...Www.AkhARin-divaneh.ir

گاهی آنقدر دلتنگی ام اوج می گیرید ،
که سقوط اشک هایم زمین را چاک می دهند
و ناله هایم ، تمام حجم خلاء اطرافم را فرا می گیرد
گاهی که دلتنگت می شوم ...
تمام ذهنم را جستجو می کنم ،
تا دوباره لبخند هایت را به یاد آروم ...
گاهی که از خود بی خود می شوم ،
تمام کوچه های شهر را برای دوباره دیدنت زیر و رو می کنم
گاهي که دلتنگت مي شوم ،
فراموش مي کنم که تو خيالي بيش نبودي ، در عمق پریشانی هایم ...
در نفس زدن هایم  ، میان مسخ و جنون ،
این تو بودی ، توهم چشم سبز من
و چه مستانه می رقصدی  ،
پا برهنه بر تمام ناخوشی هایم
و نفس که حبس می شود ،
آنگاه که من به عمق سبز چشمانت فرو می رفتم
واي از بي تو بودن ،
در شهري که تمام خيابان هايش را به نام تو سند زده ام
در شهری که همه اش خاکستري است ، جز چشمان سبز تو ...

گاهی که دوباره یاد تو زنده می شود ،
فراموش می کنم ...
که تو را سال ها پیش به خاک سپارده ام ...

 


 

پ.ن : وقتی نباشی ، فرقی نمی کند شنبه باشد یا سه شنبه ... تمام روز ها جمعه است و زندگی تعطیل !

پ.ن:گم كرده ام دختر چشم سبز رويا هايم را ...در كلان شهري ، كه خود نيز در آن گم شده ام

 

پ.ن : خروجي ذهنم مسدود شده ...
ترافيك سنگيني از كلمات ،
منم و چند صفحه از سالنامه
كه فقط شكل هاي عجيب و غريب توش كشيدم
اين چند روز ...
حتي يه كلمه هم ننوشتم ،
فقط سالنامه رو روق مي زنم و ...
به اينكه از كجا شروع كنم فكر مي كنم
خسته مي شم ...
مي خوابم
بيدار ميشم
دوباره فكر مي كنم ...
حتي يه كلمه هم ننوشتم ،
و فقط دنبال نقطه آغاز ...

از كجا شروع كنم ...
از كجاي اين سال نحس ...؟

+ به قلم Deev (اسماعیل هاشمی ) |