تبليغاتX
...دست نوشته هاي آخرين ديوانه
دست نوشته های منی که رو به پایانم ، مي خواهم چيزي باقي بگذارم ، تا ابدیت را به جیب بزنم ....
آخرين ديوانه يك ساله شد !

كیك تولد وبلاگ آخرين ديوانه ... Www.Akharin-divaneh.ir

آخرين ديوانه يك ساله شد ...

يكسال از زندگي من در اين وبلاگ خلاصه شد ...

يكسال ،

يكسالي كه خوب و بدش رو با دوستان و بازديد كننده ها تقسيم كردم و ...

يه تعدادی از دوستان غصه هام غصه خوردن و با گریه هام ... و ازشون ممنونم که تحمل کردن این اتاق بی صدای منو ...

امروز سالروز من است و میخواهم فقط مال من باشد ... میخواهم یك سال بی خوابیم ، را فوت كنم ... میخواهم تمام كاغذ های كه سیاه كردم را با خودم آتش بزنم ... یك نخ سیگار نم كشیده ، فنكی خالی ... اتاقی پر از كاغذ... و مردی كه سال ها پیش مرده بود ...
 

گاه نوشته هاي سر كلاس  (وقتي كه فك استاد مي جنبد !‌ )
 
 
هر سه شنبه عصر
زير پرچم هاي رقصان ،
انتظارت را مي كشم ...
يك نگاه دزدانه به چشمانت
براي تمام بي قراري هايم كافي است ...!
اما...
واي به من ،
وقتي كه تو ، چون غريبه اي ، در جمعيت گم مي شوي ...!
تمام مي شوم پشت قدم هايت ...
من مي مانم و يك جسم يخ زده ...
زير پرچم هاي رقصان ...
 
 
انتظار چيزي جز سرما خوردگي برايم نداشت ...!
 
 
 
 
پ.ن : آذر شد ... و تو هنوز در راه آمدني !
پ.ن :بگذار تا مقابل روی تو بگذریم، دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم !
پ.ن :در چرخش پوچ این روزگار ،روزها مدفون در انتظار ، ها غرق سراب امید ،آه از روزگار،آه از انتظار
 
+ به قلم Deev (اسماعیل هاشمی ) |