تبليغاتX
...دست نوشته هاي آخرين ديوانه
دست نوشته های منی که رو به پایانم ، مي خواهم چيزي باقي بگذارم ، تا ابدیت را به جیب بزنم ....
مرگ ماهي قرمز !
 

دست نوشته هاي يك ديوانه / مرگ ماهي قرمز / 

كمي آن طرفتر
در هياهوي بي سابقه
تمام وجودشان را نو مي كنند
كفشي نو
كلاهي نو
و عشقي نو...
كهنه ها مي ميرند
ماهي قرمز تاب نمي آورد
زندگي كوتاهش كوتاه تر مي شود
عيدي يك شبه ،
براي ماهي قرمزي كه فداي سفره ي رنگين ما مي شود !
دردهاي  گم شده در بوي لباس هاي نو
و شايد درد هاي تازه از تهي دستي...!
خدا مي داند اما هر چه هست ...
ظاهرا ، همه انتظار عيد را مي كشند ...
و اين طرف
من ،  انتظار پاييز بعد را ...

اگر به شما بر نمي خورد ... سال نو مبارك !

سال ، سالي خوب براي شماست

بي شك ...مباركه !

 

 

كمي درد و دل در آخرين روز هاي سال :

امشب ، براي اولين بار به گذشته ام و آينده ام فكر كردم !
و براي اولين بار خودم را با ديگران مقايسه كردم به اين نتيجه رسيدم كه خوشبخت ترين انساني هستم كه مي شناسم !
اگر من لايق اين باشم كه روزي به عنوان يه شاعر يا نويسنده (يا هر چيز ديگري ) به عرصه شعر و ادبيات وارد بشم ، آزاد ترين خواهم بود چون نه قلمم در بند فعل و فاعل و قافيه است و نه وام دار سبكي هستم ، هر چه هست خودم هستم يك بيسواد ساده با افكار كج و معكوج !
با جيب هاي هميشه خالي ام ، هر چه خواستم به دست آوردم و هر چه نخواستم به باد دادم بي آنكه نگران فرداي باشم كه در راه است و ديروزي كه گذشت !
مثل هر انساني لحظه هاي تلخ و شيرين داشتم ، تلخي هاي كه هنوز هم چون زهري گلويم را مي سوزاند اما در همه حال شاكر خدا بودم و خدا را هيچگاه براي خواسته هايم نخواستم ! كه او رحمان الرحيم است ...!
شايد كفر باشد اما من خدا را بي هيچ واسطه اي مي پرستم ...
جز خدا هيچ چيز اين جهان برايم مقدس نيست و مابقي قابل احترام ، چون جزء او هيچ چيز و هيچ كس ماندگار نيست .
در زندگي ام هيچگاه دل به عشقي نسپردم ، چون عشق افسانه اي بيش نيست ! مگر عشقي به عمق عشق مجنون كه ليلي زميني ، او را به عشق بي پايان رساند ...
من خوشبختم ، چون اگر لحظه اي ديگراجلم فرود آيد ، بي هيچ حسرتي سر تعظيم به خواست خالق فرود مي آورم ، كه نه ناني بريده ام و نه دلي را شكسته ام و ...اگر گناه كرده ام اما هيچگاه توبه نشكسته ام ...
من خوشبختم ، كه براي فرار از مشكلات نه سراغ دود را گرفته ام و نه غمم را پشت مستي پنهان كرده ام ، با هوشياري كامل و چشماني باز مشكلات را لمس كرده ام
اين ها را گفتم كه بداني كه هيچگاه مأوس نبودم و اگر قلمم  كام تو را تلخ مي كند ، اين تلخي از من نيست ، بلكه در وجودت ريشه دارد !
من تلخ نيستم ، من شوخ ترين كسي هستم كه اگر هم كلامم شوي تمام روز تو را مي خندانم !
كه گريه هايم شب هايست كه كابوس تمام وجودم رو مي خورد !
نوشته هاي من ، چيزي جزء هذيان هاي يك انسان نيست ! تركبيبي از ساده ترين كلمات ، آن هم از كسي كه ادبيات را از دوره راهنمايي به ياد دارد و تا به حال يك كتاب را مفصل نخوانده است !
شاهكار نيستم ،  كه شاهكار توي درك داري و حس مي كني ، مفهمي درد هاي كه پشت كلمات پنهان شده اند ...


من ... من خوشبختم كه اگر نبودم ... تو مرا نمي خواندي و نمي فهميدي ...!

 

پ.ن:  توي  اين بيهودگي ها
سال ما كي ميشه تحويل
روز شوم سال تحويل
ثانيه ، نحس ميشه انگار

دل ما يخ زده از غم
اين دنيا كجاش بهاره
عقربه  تو راه رفتن
مي مونه طاقت نداره
مرگ ماهي قرمز ها رو
توي تنگ دوام بياره
زمستون ما تموم شد
ظاهرا اينجا بهاره
لعنت خدا به قلبي
كه دلي رو جا بزاره 

+ به قلم Deev (اسماعیل هاشمی ) |