بنام زیستن که نامی تا مرگ بوده و هست و بعد از آن نیز هم بنام تولد که آغازی است برای بودن و بودن فقط ماندن نیست بلکه ماندگار شدن است
پس ... بنام زیستن
معذرت مي خواهم ... كلبه ي دلم كمي دلگير است گر اميد ، گم شده در پاورقي هاي مچاله شده ام باور كن ... كه ديوانگي ام ، از ترس آدم بودن است آدمي كه عقل را ضايع كرد غم كتابي است ، هزار فصل ... كه پايانش ، همان مرگ من است مرگ در آينه هر صبح ، سلام مي كند و تبسم من از آن همه بي خبري ... در دلم مي پرسم ... كي ؟ كجاست ، پايانم عشق ... آخر ، مرا نفرين كرد ... مرگ من ، در عشق اول نطفه بست معذرت مي خواهم ... گر ... تو را گرياندم ... مرگ من ، ارزش اشك هايت را نداشت
تو چه مي داني ؟ هيچ ... از غم من
‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡-‡
دست نوشته هاي كسي كه دل خوشي اش ، همين است .... كه تو مي بيني و مي خواني .... مي خندي و ميروي ...
دست خودم نيست ! بايد هر روز اضافه كنم چون چيزي به پايانم باقي نيست ... مجبور چيزي باقي بگذارم ... براي ... هيچ ... عجله دارم ...
شايد ، يه روزي ، تمام اين خط خطي ها چاپ شد ، در كتابي ... کتابي حدود صد و پنجاه صفحه . يکصد و چهل و پنج صفحه کاغذ سفيد ، پنج صفحه فهرست . به نام نويسنده اي كه اسمش را فراموش كرد ...
بزودي چاپ مي شود ...
بي سلام خداحافظ ....
(اسماعيل هاشمي - گچساران )
*** تمامي اين دست نوشته ها داراي شناسنامه و ثبت شده هستند لطفا از كپي برداري و انتشار غير قانوني و بدون نام نويسند و يا آدرس وب خودداري كنيد .
*** دوستاني كه مايلند با آخرين ديوانه تبادل لينك كنن در قمست نظرات اسم و آدرس خودتون رو درج كنيد تا در اولين فرصت در صورت تاييد ، اضافه شود.